قصه عشق
قصه عشق![]()
قصه عشق منو تو قصه درد و جدايي است
وقت لبخند دوبارست لحظهي سبز رهايي است
قصه عشق منو تو قصه برفه و خورشيد
بشكنه دست كسي كه پر پروازمونو چيد
عشق ما زنده ميمونه قدرته شايد بتونه
بعد مرگ تو آسمونا ما رو به هم برسونه
ميدونم تو قلب تو من آخرينم
تو بدون تو دشت عشق عاشقترينم
بخدا بدون تو مردم تا به امروز
نميتونم جاي خاليتو ببينم
هميشه فاصله بين دستاي ما بود
گريههامون تو دلامون بي صدا بود
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 3:21  توسط __laila20__این وبلاگ هک شد
|
